تبليغاتX
فعالین کمپین یک میلیون امضا شهرستان آمل - از چشمانش نه غم که التماس می بارید ....دخنرک تنها و اینهمه تهدید ...
قوانین تبعیض آمیر باید تغییر کند.

 

درپارک ..

تصمیم گرفتیم برای جمع آوری امضا برویم ، اول یه دوری در پارک زدیم و در جایی

که جمعیت بیشتری داشت شروع کردیم ، فرحناز به همراه نوید به نزد پنج دختر که گوشه ای نسشته بودند رفتند ، منم به تنهایی نزد ِ خانم مسنی که یه دختر حدودن 14 ساله کنارش بود ، رفتم.

شروع به حرف زدن کردم ...همانطوری که در مورد بیانیه و کمپین توضیح می دادم یک چشمم به نوید و فرحناز بود و نیم نگاهی هم به اطراف داشتم که مبادا ناغافل ماموری بیاید ..

خنده دار بود شاید هم مضحک   ، کارمون برای آگاهی رسانی و یه جور فرهنگ سازی هست ...ولی باید  مراقب باشیم تا گیر مامورها نیفتیم .

وقتی توضیحم به اون قسمت رسید که مردان هم از این قوانین آسیب می بینند .، معضل مهریه دامنگیر بسیاری  از مردان شده و حتی گاها برخی زنان از این مسئله سوء استفاده هم کرده و روز بعد از عقد مهریه ای که البته حقشان از نظر قانون هم هست مطالبه می کنند ....بغض زن ترکید ....

 

در زمان  جمع آوری امضا با موردهای برخورد می کنیم که از ما کمک می خواهند ، نه کمک مالی که کمک مشاوره ای ...

از ما کمک می خواهند برای مسایلی که می شه گفت کاری زیادی ازما بر نمی آد .

زن اینطور شروع کرد :

پسرم تو زندونه، زنش با یه فرزندی که از پسرم داره جدا زندگی می کنه ..تنها ....و اجاره خونه و خرجشو از راهی در می آره که نمی تونم بگم

پسرم معتاد بود یا نبود... به خاطر وضعیت ِ ناهنجار زنش معتاد شد یا نه ..من نمی دونم ..ولی 6 ماهه که  پسرم خونه ی ما زندگی می کنه و چون نمی تونه 150 سکه ی طلا مهریه ی همسرشو بپردازه برای همین تقاضای طلاق  نمی ده ..الانم زندونه ..چون معتاد به کراکه ...

بغض زن ترکید و اشک گوشه ی چشمش جمع شد و ادامه داد :

حالا حرفم این نیست برای نوه ی دیگه ام ناراحتم ..مادرش ناراحتی اعصاب داره نوه ی من 5 ساله از وقتی بدنیا اومده از مادرش کتک می خوره ..یه بار اونچنان اونو زد که بچه بیهوش شد ..وقتی نوزاد بود همین جور که کهنه ی بچه رو عوض می کرد به پاهای بچه ضربه می زد یا گوشتشو می کَند ....همیشه بدن بچه کبوده ...

می تونی کاری برای این بچه کنی ...؟؟!!!

بچه داره روانی می شه ..پرخاشگر شده با چاقو به طرفمون حمله می کنه و می گه مامان با چاقو می خواد منو بکشه ..اینجوری و چاقو رو به طرفمون می گیره ...

یک ساعت بود کنارشون بودم ،

فرحناز و نوید از یه طرف به طرف دیگه می رفتند و امضا می گرفتند و من همجنان گوش می دادم ...

 

دختر همراه زن که بیشتر 15 سال نداشت نگاهی بهم کرد و گفت :

شما می تونی به دخترا هم کمک کنی ...؟

مونده بودم چی جواب بدهم ..آخه من کاری از دستم بر نمی اومد ...

دختر که اسمش رویا بود ادامه داد:

یه دوستی دارم که مرتب تهدید می شه ..دو ماهه یه پسری اونو آزار می ده

پدر ِ دختر خیلی حساس و بداخلاقه و مادرش هم بدتر از پدرشه ..اون جرات نداره به کسی بگه ...

عکس دوستمو و شماره تلفنشو همکلاسیش می ده به این پسره ..

اون پسره  همش تهدید می کنه عکستو میکس می کنم با یه وضع بدی  در می آرم می فرستم برای پدرت  اونم تورو زنده زنده دفن می کنه .....اونو مجبور می کنه که حرفهای بد و زشتی به خودش بزنه مثلن بگه غلط کردم یا ...

دختره هیچ گناهی نداره ..اون فقط از پسره خوشش نمی آد ...دختره 14 ساله و نمی خواد با پسره دوست بشه ..پسره هم زندگی رو به کامش تلخ کرده ...

 

به حرفهاشون گوش کردم ...نوید و فرحناز بیشتر از 15 امضا جمع کردند ولی من فقط یک امضا از همین زن گرفتم ..نوید و فرحناز پیش من اومدند و با کنجکاوی به ما نگاه می کردند ....

زن در آخر کلی دعا کرد برای نوید که به  عنوان یک مرد کاری به نفع زنان انجام می دهد (( البته از دید زن ) .

از چشمهای زن  خواهش می بارید ..شماره های تماس رو ازشون گرفتم و تو گوشم این بود که باید سعی کنم شماره تماس خودم رو بهشون ندهم ...از زن و دختر خداحافظی کردیم و را افتادیم ....

 

تو راه برگشت به راههای مختلف فکر می کردیم که چطور به اون پسر 5 ساله کمک کنیم تا از مشت و لگدهای مادرش که بیمار روانی بود خلاص بشه و یا اون دختر که یه بیمار روانی دیگه روح و روانشو آزار می داد و مرتب تحقیر می شد ....

به این درک رسیدم و متوجه شدم چرا کسانی که به کمپین می پیوندند دستگیری ها و فشار از سوی برخی اقتدار گرایان نه تنها آنان رو منفعل  نمی کند که بیشتر مصمم می شوند تا کمپین را  به سرانجام برسانند.

 

وقتی برای جمع آوری امضا می رویم با مسایلی اشنا می شویم و دردهای را می شنویم که شاید به ظاهر ربطی به قوانین تبعیض آمیز ندارد و ولی در اصل و ماهیت  بر می گردد به عرف و جامعه غلط مرد سالارانه که زن را ضعیف می بیند یا می خواهد زنان  ضعیف باشند که بیشترین استفاده را از این به اصطلاح ضعف بکند ،  این عرف و جامعه و فرهنگ عقب مانده از تمدن امروزی از قوانین عقب مانده تر نشات می گیرد .

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 20:43  توسط کمپین آمل  |