چند وقتی میشه که جامعه ایران شاهد جنبشی به نام "کمپین 1 ملیون امضا" ست که برای آنچه که احقاق حقوق بانوان این سرزمین خونده میشه تلاش میکنه. جنبشی که به شکل "نیمه سازماندهی شده" شروع شده و کارشو بشکل خودجوش ادامه میده
.
قطعاً این حرکت خودجوش حتی اگر در حال حاضر با امکانات موجود یعنی : بدون داشتن رسانه فراگیر و فقط با استفاده از تارنگارها و گهگاهی عنوان شدن اتفاقی در شبکه های اونور آبی –اونهم خیلی ضعیف و ناموثر- تا حدی ناشناخته باشه و بعد این همه مدت هنوز نوپا باقی مونده، اما بیانگر نوعی تحول در نگرش ملتی است که هنوز نیاز های مدنیت خودشو بطور کامل نشناخته و هنوز جامعه رو به دو بخش تقسیم ميكنه ، زنان رو" بخشی از جامعه" و نه " خودجامعه" معرفی میکنه و نیازها و حقوق عنوان شده در این کمپین رو که در جاهای دیگه به شکلهای مختلف اومده رو "نیازبخشی ازافراد جامعه" و نه نیاز " کل جامعه " میدونه!!!
اما واقعاً نیازها و نشانه های یک جامعه متمدن در چه چیزایي ميتونه باشه؟ : اقتصاد پویا و پیشرفته؟ نوع حکومتی که اون جامعه رو مدیریت میکنه؟ و یا سطح آگاهی ، نوع نگرش، میزان تعقل افراد اون جامعه و قدرت تشخیصشون در شناخت نیازها و حقوق واقعیشون؟ اگرچه دو مورد اول بجای خود مهمند اما بنظر من گزینه سوم لااقل تا 80% میتونه تنها جواب درست این سوال باشه. چراکه هیچیک از ما کشورهای عربی با اون اقتصاد قوی و یا
ایران رو یا وجود نهادهای مدنی ( بافرض قانونی بودن) جوامع متمدن بحساب نمیاریم.
باید بپذیریم اکثریت بزرگی از افراد جامعه ما هنوز نمیدونن واقعاً نیاز های اصلی مدنیشون که بعداً بشکل حق در میاد چه مواردي هستن؟؟؟ اغلب افراد جامعه ما بویژه در شهرهایي كه ظواهر مذهبی در اونها رايج هست ، چنان مسائل اخروی و دنیویشونو درهم تنیدند ومخلوطی از اون درست کردند که همه جور اتفاقی رو در این ملغمه پر از ابهام توجیه پذیرو قابل قبول میدونند. اگر حقی از اونا گرفته بشه و احساس کنن بهشون ظلمی شده و یا حقی رو همینطوری بدست بیارن و حتی از داشتنش تعجب هم کنند با رجوع به این مخلوط ناشفاف که معمولاً هم با چند حدیث و روایت بی اصل و نصب رنگ و لعابی هم داره، بسرعت اون "حق یا ناحقی" رو توجیه کرده و به روزمرگیشون ادامه میدن.
بدون اينكه بخواهيم به مبحث " برداشتهای نادرست و سطحی از مذهب" که شکل رایج دین در جامعه ماست بپردازیم، یک دلیل واضح میشه برای پدیده فوق آورد و اون اینه که : "فکر کردن هم سخته و هم مسئولیت داره و هم ممکنه که خطرناک هم باشه پس بهتره که ماهم مثل بقیه از همین آبشخور یعنی « توجیه دینی بجای تحلیل منطقی» بهره ببریم ". با اینکه بار ها از خود بزرگان دین نقل شده که عقل و منطق تضادی با دین نداره اما نمیدونم چرا نمیخوایم از این پیله خود ساخته: « تلاش برای حفظ وضع موجود و مقاومت در برابر تغییر» بیرون بیایم؟؟؟
اما آیا واقعاً مللی که متمدن شدن اینطور عمل کردند؟؟ قرنهاست که ملل متمدن امور دنیويشونو با عقل و تدبیر پیش میبرند و تصمیمات در مورد مسائل روزمره زندگي رو با تحلیل و منطق میگیرند و ما هر چه انتظار میکشم و در آشکارو نهان دعا میکنیم که خدا اونارو نابود کنه این اتفاق نمی افته که نمی افته!!!
اگه نخواهیم از بحث اصلیمون دور بشیم باید گفت کمپین نشانه ایست از یک حرکت بزرگ و تازه ; یعنی تصمیم یک ملت برای شناخت نیازهای واقعی خودش در مسیر نیل یه یک جامعه متمدن، یعنی تصمیم یک ملت برای بکارگیری تفکر و تحلیل بجای توجیه ، یعنی تصمیم برای انتخاب بجای تسلیم.
دیگه مردم جامعه ما دارن به این درجه از آگاهی میرسن که گرفتن حقوق مدنیشون و داشتن جامعه متمدن بر خلاف تبلیغ، هیچ ثضادی با دین و آخرتشون نداره. تضادی نداره که هیچ بلکه از اصلیترین وظایفشون در این دنیا برای داشتن آخرتی بهتر دقیقاً احقاق همین حقوق از دست رفتشونه. مگر نه اینه که عدالت یعنی شناخت حقوق و دادنش به صاحبان واقعیشه؟؟ مگه نه اینه که مهمترین توصیه و رسالت ادیان "اجرای عدالت" معرفی شده؟؟ پس اینو هم از یاد نبریم که هرچه جوامع بزرگتر و پیچیده تر میشن حقوق افراد نیز پیچیده تر میشه و برای شناسوندن و شفاف ساختن این حقوق نیاز به تفکر و تعقل و انتقال محصول این تفکرات خواهیم داشت. این همون کاریست که کمپین داره میکنه.
با اینکه امروز می بینیم فشار اقتصادی اصلی ترین نیاز جامعه ایرانی یعنی " معاش" اونهارو بشدت بخطر انداخته اما در عین حال برای رفع این بحران هیچ حرکت جنبش گونه ای دیده نمیشه. دلیلشم کاملاً واضحه چون با اینکه "معاش و رفاه" یک نیاز مدنی محسوب میشه اما احتیاجی به تفکر نداره و نیاز جوامع بدوی هم بوده. عدم دستیابی به این قبیل نیازها در جوامع امروز نهایتاً به یک تظاهرات یا یک تجمع و تحسن و.... که خیلی سریع تمام اقشار جمع میکنه و اغلب هم به نتیجه سریع ( مثبت یا منفی) میرسه ختم میشه و کمتر نیاز به آگاهی رسانی و مسائلی از این دست خواهد داشت.
اما کمپین حرکتی رو آغاز کرده که در هیچ کجای تاریخ ایران سابقه نداشت. حتی درایران رژیم گذشته که کشور تاحدی ظواهر تمدن رو تجربه کرده بود، مسائلی رو که کمپین داره عنوان میکنه به ذهن کمتر روشنفکر اون دوره رسیده بود.
امروز کمپین تلاش میکنه تا نیازی رو اعلام و حقی رو اخذ کنه که بخشی از همون نیاز و حقوق پیچیده جامعه به ناگزیر پیچیده شده ماست! برای شناخت این نیاز و این حق احتیاج به اگاهی و تفکر و تحلیلهای منطقی، صحبت کردنها، کاغذ سیاه کردنها و بسیار گفتن است. چیزایی که برای شناخت حق معاش خیلی بهشون نیازی نیست!
بهمین دلایل ساده گفته شده جنبشی بنام کمپین بسیار نیازبه همکاری و مدد – نه! نه! " مدد" کلمه بدیه!!!*- نیازبه همکاری و مساعدت متفکران، منتقدان و آگاهان و خیرخواهان جامعه امروز ما دارد. البته اونایی که هنوز دغدغه ای بنام عدالتخوهی تو وجودشون هست.
اگرچه پدیدآورندگان کمپین از متفکرین کلاسیک جامعه ما نبودند اما به نظرمن اين جنبش محصول فشار به عده ای بود که باعث شد " فکر کنند" و در آنچه كه از گذشته بعنوان حق و وظيفه به اونا به ارث رسيده كنكاش كنند، و در نهايت به اين نتيجه برسند كه نه آنچه كه درجامعه امروز بعنوان حقوق بهشون معرفي ميشه حقوقه واقعيشونه و نه وظايفي كه ازشون انتظار انجامش ميره در حد شان و ظرفيتهاي حقيقيشون! .
این جنبش که خودش محصول تفکره فرصت و عرصه ای رو فراهم کرد تا همه عدالتجویان تمام استعداد و توان خودشون رو در این راه صرف کنند و حد اقل به خودشون ثابت کنند که عدالتخواهیشون فقط یک ادعا نیست.
بی تردید کمپین رو باید اولین گام بسوی تبدیل شدن جامعه ايران به جامعه ای متمدن نامید که بدون آنكه بخواد بشكل غیرمنطقی از الگوهای بیگانه تاثیربپذيره، میتونه راهگشا یی برای شناخت و نیل به دیگر حقوق مدنی در جامعه ایرانی باشه.
به امید آنروز
*در اعتراض به واقعه دانشگاه زنجان!!!
|
رئیس جدید مرکز امور زنان و خانواده :
| |||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||