بعد از دو ماه در کمپین آمل چه می گذرد ....
به پلک زدنی زمان می گذرد و کمپین برابری خواهی یک میلیون امضا با فشارو سرکوب از جانب نظام و مشکلاتی دیگر همچنان استوار به راه خود ادامه می دهد .
به دوسالگی کمپین یک میلیون امضا هم نزدیک می شویم و همچنان تلاش برای آگاهی رسانی به زنان و مردان و جمع آوری امضا ، دغدغه ی یاران کمپینی می باشد .
در این راه با نگاهی به شروع کار کمپین می بینیم همکاری مردان برابری خواه بطور روز افزونی در حال افزایش می باشد و این خود موفقیتی دیگر برای کمیپن می باشد .
آمل :
کمپین در شهرستان کوچک آمل هم به راه خود ادامه می دهد ومشکلاتی که پیش بینی شاید نمی شد بر سر راه این کمپین بوجود آمده و موفقیتهای کوچک ولی در خور توجه نیز بدست امده است .
آمل به خاطر بافت سنتی و طایفه ای و نزدیکی ساکنان شهر به هم از نظر جمع آوری امضا با مشکلات بسیاری همراه می باشد .
می توان گفت نود در صد از کسانی که در جمع آوری امضا با آنان گفتگو می کنیم از کمپین و ماهیت و حتی از قوانین تبعیض آمیز در دستگاه قضایی کشور مطلع نیستند و این نکته قابل ذکر است که مردم آمل نسبت به شهرهای اطراف از پیشرفت فرهنگی و آگاهی بیشتری برخوردار هستند .
با سفری کوتاه به شهرستان نور و یا بابل و محمودآباد متوجه می شویم که اوضاع در این شهرها بسیار وخیم تر است.
بافت سنتی و افکار پوسیده و حتی خرافات ، سد بزرگی برای پیشرفت کار کمپین در آمل می باشد . و مانع دیگر اینکه آمل در سالهای بعد از انقلاب قربانیان بسیاری از طیف سیاسی ها داده و این خود در آملی ها وحشت هر گونه مشارکت چه سیاسی و چه غیر آن فراهم می آورد ، بدین شکل که در تعاملات خود با مردم بارها تکرار می کنیم که این کمپین فقط و فقط حقوق قضایی زنان و تبعیضات را شامل می شود ، ولی ترس به گونه ای شدید در مردم آمل ریشه زده است ، که این امضا زدن را نوعی کار سیاسی قلمداد می کنند .
حتی موردی داشتیم که پزشکی به همراه همسر جوان خود خواهان بیانیه شدند برای امضا زدن.... ولی مادر همسر پزشک مانع شد که نه امضا نباید بزنید من اجازه نمی دهم ...به دردسر بیفتید ..این یعنی در افتادن با نظام ..یعنی مخالفت ..
در شهر های کوچک به نوعی کنجکاوی در مردم بسیار زیاد است وقتی برای امضا گرفتن می رویم ، می خواهند ما را بشناسند اسم ، شغل و حتی نام پدر و شغل پدر..
این باز بر می گردد به بافت سنتی که اگر آشنا باشیم همکاری زیادی با ما می شود ولی اگر مثلن پدر و یا مادر ما را نشناسند سعی می کنند به گونه ای از مسئله ای که حتی علم بدرستی اش دارند ، شانه خالی کنند .
اگر ما را بشناسند حتی نمی پرسند موضوع چیه ؟....و می گویند قبولت داریم ، وبیانیه را بی پرسشی امضا می زنند ......متاسفانه ..
کمپین با همه ی مشکلاتی که در شهر کوچک آمل وجود دارد ، همچنان به راه خود ادامه می دهد و با هدیه دادن دفترچه های کمپین به دختران و زنان جوانی که حتی از امضا زدن خودداری می کنند ، سعی دارد که آگاهی رسانی را در سطح گسترده تری انجام دهد .. و بحث حقوق زنان را به منازل بکشاند و اگر حتی در یک روز امضا یی گرفته نشود ، ولی دفترچه کمپین حتمن ارائه داده می شود .
فعالیت اینترنتی:
دو ماه از افتتاح وبلاگ کمپین آمل می گذرد و این کمپین نوپا در یک ماه بعد از شروع کار فیلتر شد البته به همراه سایت تغییر برای برابری و دیگر وبلاگهای شهرستانها .و...
این خود نشانگر موفق بودن این وبلاگ در عرصه اینترنتی می باشد و فیلتر ، وقفه ای کوتاه در کار وبلاگ بوجود آورد ولی با وبلاگی دیگر کمپین آمل به ارائه گزارشات و مقالات خود ادامه داد.
فیلتر دست انداز از ناحیه دولت است که به همراه دیگر سرکوبها و فشار همچنان بر سر راه فعالان کمپین وجود دارد .
می شود گفت فیلتر کردن هم به نوعی نشانگر موفقیت ماست و همه بسیار آزار دهنده است .
گرچه هرگز اندیشه ها را نمی شود فیلتر کرد ....
کمپین آمل در نظر دارد که در ادامه ی کار در آینده ای نزدیک ، بخش های متنوع دیگری به فعالیتهای اینترنتی اضافه کند که شامل اخبار و مقالات و نوشته ای دیگر سایتها و مشکلات زنان در استانهای دیگر و ...می باشد .
آخرین جلسه کمپین آمل :
در اخرین جلسه اعضای کمپین آمل ، تصمیم بر آن شد که ،
از هر روزنه ای که امکان فعالیت بیشتر است ، کمپین به راه خود ادامه دهد .
در حال حاضر کمپین آمل در بخش آگاهی رسانی و اینترنتی امکان فعالیت بیشتری را دارد .
که در برنامه ی آینده خود این بخش ها را گسترده تر خواهد کرد و تصمیم گرفته شد در بخش جمع آوری امضا به اقتضای زمان و امکانات موجود تلاش شود و هیچ فرصتی ، هرگز را از دست داده نمی شود .
کمپین آمل در جمع آوری امضا هنوز پتانسیلهای زیادی دارد به خصوص در مساجد و یا دیگر اماکن مانند زینبیه ها و تکیه ها ...
گزینه های زیادی وجود دارد که کمپین آمل با وجود تازه کار بودن و کمی وقت به سراغشان نرفته که در راس برنامه های بعدی قرار دارد و این اماکن نیمه عمومی در اولویت جمع آوری امضا قرار دارد .
ارتباط با کمپین دیگر شهرها و به خصوص تهران :
کمیپن آمل تمام سعی خود را دارد که ارتباط قویتری با یاران کمپین دیگر شهر ها داشته باشد و یکی از راههای موفقیت کمپین را در ارتباط قوی تر و هر چه بیشتر تعاملات یاران و رد و بدل کردن تجربیات ...می داند .
ضعف در این ارتباطات در دراز مدت به کمپین ضربه های وارد خواهد آورد که برای جلوگیری از این مسئله کمپین آمل پیشنهاد می کند که این ارتباطات در سطح وسیعتری حتی به صورت کنفرانسهای در ایتنرنت صورت بگیرد ، که همیشه چندین فکر( در مشورت با هم ) بسیار موفقتر عمل کرده در رسیدن به هدف و از بین بردن ِ دست اندازهای در پیش رو این راه خطیر و بزرگ را آسانتر می کند .
به طور مثال در تعاملی با کمپین اصفهان عنوان شد که در اصفهان کلاسهای حقوقی و آموشی برگزار می شود تا دواطلبین بتوانند به سوالات بسیاری که در مراجعه برای جمع آوری امضا از جانب زنان و مردان پرسیده می شود با آگاهی و علم بیشتری پاسخ بدهند ، که کمپین امل در نظر دارد در برنامه های بعدی خود این مسئله را بگنجاند .
معرفی بانوان فرهیخته در آمل :
در کار کمپین ما با زنان و مردان بسیاری آشنا می شویم که عقاید و نظرات متفاوتی دارند اما ،
برخی در تعامل با ما به گونه ای هستند که حس شادی سراپای وجودمان را در بر می گیرد و گاها جواب های می شنویم در تشویق و یا حمایت و قدردانی از حرکت کمپین که تا مدتها ذهنمان را مشغول به خود می کند و انرژی مضاعفی به ما می دهد .
بانوی بزرگی در آمل (هنوز وقت ملاقات با ایشان را نداشتم و از ذکر نامشان نیز خودداری می کنم)
زندگی می کند در یکی از محلات قدیمی آمل ،
ایشان در واقع به نوعی خود به تنهایی می شود گفت یه کمپین است....
مراجعان ایشان اکثر زنانی هستند که مشکلات عدیده ای دارند و یا حتی دانشجویانی که مورد آزار جنسی و یا تهدید قرار دارند ..
این بانو به عنوان یک بانوی مذهبی در کلاسهای مختلفی که برای مسایل دینی برگزار می کند به نوعی سنگ صبور زنان است و تا انجا که در توان خود دارد به حل مشکلات زنان کمک می کند ، این بانو که معرف بسیاری از همشهریان است با خلوص نیت و درستی به زنان که همسران معتاد دارند و یا دختران که مشکلاتی دارند یا مشاوره معنوی و مشورتی می دهد و یا کمک های مالی ، که این کمکهای مالی با وجود شناخت مردم از ایشان صورت می گیرد ، به نوعی مانند وکیلی مورد اعتماد بین اقشار مختلف زنان و مردان ، چه کمک گیرنده و چه کمک کننده می باشد .
کمیپن با شناسایی این بانوان فرهیخته سعی دارد با طیف گسترده تری از زنانی که اسیب دیده این قوانین تبعیض آمیزهستند ، آشنا شود .و از تجربیات این بانوان استفاده کند و خواهان همکاری بیشتری با این بانون در جهت پیشبرد اهداف کمپین ، نیز می باشد .
در پایان سخنی با مسئولین :
کمپین آمل با قدرت و با انرژی به فعالیت خود در رسیدن به اهداف کمپین یک میلیون امضا ادامه می دهد و در این راه خطیر از همشهریان خود خواهان همکاری بیشتری می باشد .
امیدواریم دولت مردان (دولت زنان بسیار اندک ما ) و مسئولین هم درک درستی از حرکت کمپین و اهدافش داشته باشند و اینکه برابری خواهی برای جامعه ایران امروز لازم و امری ضروری است .
باشد که همکاری این قشر را با کمپین برابری خواهی را ببینیم ،که اگر همکاری نمی کنند در این فرهنگ سازی بسیار مهم ، حداقل از سنگ پرانی و ایجاد مشکل در پیشبرد برابری خواهی جلوگیری کنند که در اینده نه چندان دور ، مطمئنن به داوری مردم قرار خواهند گرفت ....
با سپاس
فرشته
سرزمینی که در آن فرشته ها به تن فروشی میروند
تلاشهای پسرکی 12 ساله برای نجات مادرش از تن فروشی
امین گفت آن روز مادرش ديگر ناچار بود، زيرا «هيچ هيچ هيچ راهي براي سير كردن من و خواهر ٨ ساله ام سراغ نداشت»!
امين كليه خود را به معرض فروش گذاشته است.اما می گوید تا می بینند بچه ام،پا پس می کشند و گواهی از بزرگترهایم می خواهند:«نه! اینطور نمی شه!»امین می خواهد بداند آیا می تواند کار بزرگتری بکند؟ کاری که مادر فرشته خو و خواهرکش را، برای همیشه از این منجلاب نجات بدهد؟
او واقعا" دارد تحقيق و بررسی مي كند كه آيا مي تواند اعضاي بدنش را تك به تك پيش فروش كند؟ و آيا مي تواند به كسي اطمينان كند كه امانتدارانه، بعد از مرگش، اعضايش را تك به تك به بيماران بفروشد و پولشان را بگیرد و با امانت داری به مادر و خواهرش بدهد؟و اینکه چگونه مرگی، کمترین آسیبی به اعضای قابل فروشش خواهد رساند؟ تصادف؟ سم؟ سیم برق؟
ادامه مطلب
پدر سنگدل دختر 15 سالۀ خود را به خاطر رفتار پسرانه و سوءظن به وی به طرز وحشتناکی به قتل رساند. این مرد بر روی بدن دخترش نفت ریخت و او را آتش زد.
متهم به قتل در شعبۀ 107 دادگاه عمومی خرمآباد به ریاست قاضی باقر جابری محاکمه و به ارتکاب قتل اقرار کرد. پدر این دختر که 50 سال سن دارد و با احتساب یکی از فرزندان فوت شدهاش صاحب 7 فرزند بود، در جلسۀ دادگاه به قاضی جابری گفت: «رفتار پسرانۀ دخترم مورد رضایتم نبود و فکر میکردم به آبروی خانواده لطمه میزند، بارها او را منع کردم تا این که چند بار از منزل فرار کرد.»
قاتل در مورد چگونگی حادثه گفت: « دختر 15 سالهام را در اتاقی حبس کردم که با شکتن شیشۀ پنجره و اصرار، مادرش را متقاعد کرده و به قبرستان رفته بود. موقعی که به منزل بازگشتم سراغ وی را گرفتم که مادرش مرا در جریان گذاشت.»
قاتل اضافه کرد: «به قبرستان رفتم و او را به خانه آوردم به وسیلۀ روسری دست و پایش را بستم و او را داخل حیاط خانه قرار دادم.»
وی اظهار داشت از پیت نفت استفاده کرده و با ریختن نفت بر روی دخترش او را آتش زده و تبدیل شدن وی به ذغال را نظاره کرده است.
وی گفت: «موضوع توسط مردم به پلیس 110 اطلاع داده شد که لحظاتی بعد به مرکز انتظامی منتقل شدم و تحت بازجوئی قرار گرفتم.»
بر پایۀ این گزارش پس از خاتمۀ جلسات دادگاه، قاضی باقر جابری با استناد به محتویات پرونده رأی به قاتل بودن پدری که به طرز دلخراشی فرزندش را کشته بود داد. در رأی صادره آمده است:
«نظر به محتویات پرونده و اقرار صریح ایشان در کلیۀ مراحل دادرسی و تشریح نحوۀ قتل از جانب متهم در این دادگاه بزهکاریش نزد این مرجع محرز و مسلم است علیهذا نظر به این که تنها ورثۀ ایشان پدر و مادر مقتوله میباشد و پدرش نیز متهم به قتل است بنا بر این مادرش به عنوان تنها ورثه اعلام گذشت قطعی نموده است و بر اساس مادۀ 220 قانون مجازات اسلامی که در آن قید شده پدر یا جد پدری که فرزند خود را عمداً بکشد قصاص نمیشودو به پرداخت دیۀ قتل به ورثۀ مقتول و تعزیر محکوم میگردد، لذا از حیث دیه با توجه به بند 2 مادۀ 6 و مادۀ 179 قانون آئیسن دادرسی کیفری قرار موقوفی تعقیب صادر و اعلام میگردد و از حیث جنبۀ عمومی جرم مستنداً به مادۀ 220 قانون مجازات اسلامی و از باب بما یراءالحاکم التعزیر الحکام دادگاه از بابت تعزیر، متهم را به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم مینماید.»
قاضی جابری گفت: «پزشکی قانونی جسد این دختر را معاینه کرده و اعلام داشته که مرتکب هیچگونه رابطه جنسی نشده است.»»
.........................................
تاسف آور و وحشتناک..اما قانون چه کرد؟
سوال من این است مادر این دختر جرات داشت که خواهان ادامه مجازات این پدر سنگدل شود ؟
مارد دختر شاید می ترسید نان آور خانه اش را دست دهد ؟!!!!!
شاید هم فکر کرده یکی که کشته شده چه فایده این یکی را هم که شوهرش است از دست بدهد ..!!!
مادر این دختر چرا نخواست او مجازات شود که دیگر این چنین جنایاتی کمتر و یا اصلن شاهد نباشیم
سوالات زیادی در سرم است همراه با خشم و حسرت !!۱
چرا مادری اینچنین از مرگ دخترش گذشت ؟ چرا ؟؟؟؟
آیا این مرد به اصطلاح پدر جزی از ارازل و اوباش نیست ؟ یا اصلن قانون چطور اینچنین راحت گذشت ؟ ایرادی به این قانون آیا نیست ؟
به همین راحتی دختری را به اتش بکشی و با زجر و درد به قتل برسانی و آزاد شوی چون مادرش رضایت به ازادی همسر سنگدل خود داده ؟
خوب با این اوصاف مردان یا پدران برادران همسران چرا نکشند ؟ معلومه که می کشند به کوچکترین سوءظنی یا شکی یا توهمی ..چه می دانم ...من ....
فقط یکسال حبس تعزیری ؟؟؟؟؟
یعنی مجازات یه قتل آن هم به شنیع ترین صورت فقط یک سال حبس آنهم تعزیری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فرشته