تبليغاتX
فعالین کمپین یک میلیون امضا شهرستان آمل
قوانین تبعیض آمیر باید تغییر کند.
 

      

 

شیرین عبادی،نخستین زن از کشور های اسلامی و ایران که برنده جایزه صلح نوبل شده است،در دانشگاه مریلند آمریکا بار دیگر بر نابرابری زن و مرد در جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد.او برخورد قوه قضاییه با فعالین اجتماعی و تلاشگران برای رسیدن به برابری حقوقی را سخت نادرست خواند .وی همچنین از زنان و مردان خواست "به کمپین یک میلیون امضا برای رفع هرگونه تبعیض جنسیتی" بپیوندند

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 18:29  توسط کمپین آمل  | 

یک ماه از  شروع فعالیت کمپین یک میلیون امضا در آمل گذشت 

 

یک ماه گذشت . ما با چنته ای پر وارد ماه دوم  فعالیت کمپین برابری خواه یک میلیون امضا درآمل شدیم ....

 

برنامه ریزی را طوری پیش بردیم که در آخر هر ماه از فعالیتمون به عنوان کار کمپین گزارشی از پیشرفت و یا پسرفت و تجربه ها و مشکلات کاری خودمون ارائه بدهیم .

 

دو روز  بر روی این گزارش ِ  کار می کردیم که خبر ِ حکم امیر یعقوبعلی منتشر شد .

مرد جوانی که برای جمع آوری امضا به پارکی رفته بود ولی به مشکلاتی برخورد که در آخر به مدت 29 روز در اوین ماندگار شد ،

 

با دوست عزیزی از اعضای کمپین در هفته گذشته  صحبت و رایزنی می کردیم ، دوستم  خطاب به من گفت که بدلیل اینکه کار کمپین کاملن مشروع است و ازمسائل  سیاسی و یا مذهب و ...حرفی نمی زند و فقط و فقط در مورد مسائل حقوقی و تبعیضات موجود در قانون مدنی و قضایی در مورد زنان فعال است   ، نظام ( مرد سالار) نمی تواند و نخواهد توانست ( حتی اگر خود بخواهند ) بچه های کمپین و فعالین  این جنبش رو به دادگاه بکشانند و دستگیری و بازداشتی کوتاه و یا بلند مدت به آنگونه که در دیگر گروه های مبارزاتی است ، وجود نخواهد داشت . این جنبشی کاملن مشروع که هیچگونه ضدیتی با نظام . مذهب و قانون اساسی  ندارد ....

 

چند روز نشد که حکم امیر یعقوب علی اعلام شد ، یک سال حبس تعزیری ،فقط و فقط برای جمع آوری امضا ، بسیار دردناک و غم انگیز است  اینچنین حکمی ؟ صادر کردن این حکم  

اینان که خود را بانیان اجرای  عدل می دانند ..

 

کسی به ما بگوید این عدل است ؟ ایا این انصاف است ؟حتی در مورد قاچاقچیان مواد خانمان سوز مخدر  که جان و مال جوانان ما را نابود می کنند ، اینان بدینگونه با غرض و دشمنی رفتار نمی کنند .

 

کمپین یک میلیون امضا در آمل خواهان برائت هر گونه اتهامی از امیر یعقوبعلی  می باشد ،و امیدوار است که دیگر اینچنین احکامی که بدور از انصاف و حتی مغایر با قانون اساسی نیز می باشد از سوی دستگاه قضایی کشور صادر نشود .

 

در آمل :

 

در یک ماهی که از شروع فعالیت کمپین در آمل می گذرد ،

 

نحوه آگاهی رسانی و جمع آوری امضا توسط اعضا به بهترین نحو انجام شده و درک و  آگاهی مردم شهر آمل نسبت به مسایل زنان بسیار بالا است و مردان و زنانی که مورد پرسش (در مورد قوانین قضایی موجود نسبت به زنان که نیمی از جمعیت ایران هستند) قرار گرفتند تا  حد صد درصد اعلام می کنند که کاملا به این نابرابری اعتراض دارند و حرف و دغدغه کمپین برایشان قابل قبول است .

 استقبال  در زمان امضا زدن را با جملاتی اینچنینی بیان می کردند:

 

بگویید هزار تا امضا می زنیم ..

برگه بدهید از اعضای خانواده امضا بگیریم و ...

مردان آملی هم می توان گفت بیشتر از زنان استقبال کرده و در بیشتر موارد برگه را امضا کرده و خواهان تلاش بیشتر ما بودند .

 

 

مواردی  که از امضا خود اری می کنند :

 

کسانی که اظهار می کنند که کاملا موافق با نوشته ی بیانیه کمپین هستند  ولی اینکه این امضا زدن  فایده ای ندارد ،  نظام و قانون گذاران هرگز به مصلحت مردم و به خصوص زنان و کودکان اهمیت نمی دهند و این امضا ها اثری نخواهد داشت و ....

 

تعدادی نیز با اذعان این مطلب که نوشته ی بیانیه کمپین را قبول دارند ولی می ترسند . می گفتند که

حلقه اقتصادی روز به روز تنگتر می شود و آنقدر مشغله و مشکل دارند که دیگر نمی توانند به دنبال دردسری بروند که حکومت برای یک امضا برایشان بوجود خواهد  آورد ،و با این جمله که :

 

دنبال دردسر نیستیم ...به اندازه کافی مشکل داریم ...برایتان آرزوی موفقیت می کنیم ..ولی شرمنده که نمی تونیم امضا کنیم ...

 

از امضا زدن سرباز می زدند در حالی که مفاد بیانیه را کاملا تایید می کردند.

................................................................

کمپین آمل همچنان به تلاش خود برای آگاهی رسانی به زنان و دیگران اقشار جامعه در شهر آمل نسبت به قوانین ِ  تبعیض آمیز ِ قضایی و مدنی ، ادامه می هد و در این کار هم به کیفیت و هم کمیت که همانا جمع آوری امضا ست توجه می کند . 

با  آرزوی موفقیت برای همه ی فعالین در جنبش زنان و حقوق بشر و دیگر اقشار..

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 0:44  توسط کمپین آمل  | 

زمانی شنیدم که وبلاگ یار کمپینی من فیلتر شده کمی گیج بودم اینهمه فشار برای چه؟

چرا ؟ نمی دانم کسی به من بگوید برابری خواهی حقوق زنان چرا اینقدر برای نظام مردسالار تحملش سخت است ....

چرا این همه سانسور و فشار

چرا این همه دستگیری و حکم و حبس

چرا ؟

...........................................................

اینجا فیلتر شده .. بعد از اخراجم از کار - تنها به دلیل این که من یک کمپینی هستم!!- دیدن سایه ی شوم فیلتر روی وبلاگم دلم را می فشارد.. قبل از این که چیزی برای پرگاس و فیلتر شدنش بنویسم این خبر که شوم ترین تحفه ی بهار بانو بود در این بهار بی باران و سیاه را بخوانید..
امیر یعقوبعلی به یک سال زندان محکوم شد
يكشنبه5 خرداد 1387 - تغییر برای برابری: امیر یعقوبعلی از اعضای کمپین یک میلیون امضا به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد. نسرین ستوده با اعلام این خبر به تغییر برای برابری گفت : « امروز 5 خرداد 1387 رای آقای امیریعقوب علی به اینجانب ابلاغ شد. ایشان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام به تحمل یک سال حبس محکوم شده اند.
ستوده درباره دلیل صدور چنین حکمی گفت: « چون موکلم در حال جمع آوری امضا در پارک بازداشت وو روانه زندان شد، و جمع آوری امضا به موجب هیچیک از قوانین موجود جرم نمی باشد و اقدامی کاملا قانونی محسوب می شود لذا اینجانب به اتفاق دو وکیل دیگر این پرونده خانم شیرین عبادی و لیلا علی کرمی حتما در مهلت قانونی اعتراض خود را به حکم دادگاه تجدید نظر اعلام خواهیم کرد»
امیر یعقوبعلی از اعضای کمیته پسران کمپین یک میلیون امضا در 20 تیر ماه 1386 هنگام جمع اوری امضا در پارک اندیشه تهران بازداشت شد و 29 روز در زندان اوین بود.
***
یک سال زندان تعزیری به خاطر جمع کردن امضا آقایان عدالت گستر؟؟؟؟ این چه عدالتی است که از آن دم می زنند؟؟!!کدام قانون در کجای دنیا جمع آوری امضا برای یک خواست حقوقی و کاملا مشخص را مستحق مجازات زندان می داند؟ و آیا همه این ها ترفندی از همان شگرد قدیمی بترسان و پیروز شو نیست؟ از این احکام عجیب و غریب دیگر تعجب هم نمی کنیم ! با تمام این ها کمپین زنده است و پویا و ما قصد نداریم میراث شوم نیاکان خود را برای آیندگانمان باقی بگذاریم. مریم بود که از اوین پیغام داد خواسته های ما در کمپین کف مطالبات ما است. ما از خواسته های حداقلی خود دست نمی کشیم! از برابری می گوییم تا برابری رویایی محال نباشد.
از بد حادثه و از سر جبر جغرافیایی در این گوشه ی گیتی زندگی می کنیم.. این روزها بیش از آنکه عملی از روی اختیار واراده انجام داده باشیم انرژی می گذاریم تا خواست بودنمان، آنچنان که شایسته ی آنیم، را تحقق ببخشیم. نمی خواهند که باشیم . نمی خواهند که حرفی بزنیم از رنج مضاعفی که بر زنان این سرزمین می رود. ما آزادیم ..اما آزادیم تا هر چه را از ما خواسته می شود بگوییم نه حقیقت را... آزادیم که هر چه به ما تحمیل شده به نام قانون و عرف و سنت را بپذیریم بی کم و کاست! آزادیم تملق کنیم و بستاییم! آزادیم در لحظه هایی که جماعتی عنان عقل از کف می دهند به آنان بپیوندیم و همراه شویم با خواست خلقی که خود نمی داند چه می خواهد. منتظر است نسخه برایش بپیچند و نسخه ی هر کسی شعارین تر و عامه پسند تر محبوب تر و مقبول تر. ما آزادیم دروغ بگوییم حتا ما آزادیم به دروغ بیندیشیم که چقدر خوشبختیم !
دکتر آجودانی در مشروطه ی ایرانی می گوید:
"در جامعه اي كه "انديشيدن" آزاد نباشد و تفكر فلسفي از پس چند قرن همچنان در محاق سياه تعطيل افتاده باشد، از اعتقاد به "دانش تحقيقي"، "تحول ذهني در جهت عقلي محض" و از " اصالت عمل و اختيار" سخن گفتن ، واقع بينانه نيست. "

.

روی همین زمینه ی سرخ که دوستش داشتم و دارم خاطرات تلخ و شیرین از دوستان بسیار با ارزش که ردشان را در فضای مجازی یافتم را ثبت کردم .. از رنج زن بودن نوشتم .. تنها از برابری خواهی و درد دل های زنان ایرانی که زیر بار تبعیض و زور نمی روند نوشتم .. همان جمعی که
کسی انگار گفته است هرزه و خود فروخته هستند !! نوشته هایی که سایه ی سیاه فیلترینگ می گوید دسترسی به آن ممنوع است!! نه آقا! ما هرزه و خود فروخته نیستیم! واژه های شوم خود را به ذهن این جماعت فرو نکنید و بگذارید افکار عمومی قضاوت کنند!
همین جا بود که برای نجات مکرمه ابراهیمی و جعفر کیانی - که زیر باران سنگ جان داد و مدفون شد- با تمام وجود فریاد زدم و از تاکهایی نوشتم که بوی خون گرفتند .. همین جا بود که از رنج زندان رفتن دوستانم در آن نوشتم ..امیر .. دلارام... مریم و جلوه .. رها و نسیم.. مازیار و بقیه و بقیه .. همینجا بود که آزادی شان را فریاد زدم.. همینجا بود که از پرچم مرگ بر فراز اوین و اذان صبح های سرد و برف و مرگ نوشتم .. مرگ راحله و..

مسیح در خانه ی مجازی چهارمش نوشت پرگاس هم پر .. و زمزمه ای به زبانم می آید :
هزاران بار مرا سوخت حریق حادثه تا مرز خاکستر..
ولی ما نسل سیمرغیم که از خاکستر خود می گشاید پر

مسیح جان در این فضای مجازی تنها از بامی به بام دیگر می پرم اما هستم هنوز..
خیلی ها پرسیدند پرگاس یعنی چه؟ یعنی:
تلاش کردن و درهم آويختن . به زبان علمي هند طلوع آفتاب را گويند.
و من با طلوع آفتابی دیگر برای کوچ از بلاگفا آماده می شوم ! آدرس جدید را همینجا اعلام می کنم..
به زودی ...
آیدا سعادت
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 22:37  توسط کمپین آمل  |